تعدادي از ابيات حکيم عمر خيام

 :: ادبیات :: شعر

اذهب الى الأسفل

عادي رد: تعدادي از ابيات حکيم عمر خيام

پست من طرف jojoye bala في 22/4/2008, 9:20 pm

شما که نمی گین من میگم شما تا مو قع یادتون بیاد

این قافله ی عمر عجب می گذرد دریاب دمی که با طرب می گذرد

اي دل چو زمانه ميکند غمناکت/نا گه برود زتن روان پاکت
بر شبزه نشين خوش بزي روزي چند/زان پيش که سبزه بردمد از خاکت

کنون که گل سعادتت پر بار است/ دست تو ز جام مي چرا بيکار است
مي خور که زمانه دشمني غدار است/دريافتن روز چنين دشوار است

من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت
از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت
جامی و بتی و بربطی بر لب کشت
این هر سه مرا نقد و ترا نسیه بهشت


آن قصر كه جمشيد در آن جام گرفت****آهو بچر كرد و روبه آرام گرفت
بهرام كه گور ميگرفتي همه عمر****ديدي كه چگونه گور بهرام گرفت


سرمست به ميخانه گذر كردم دوش****پيري ديدم مست و سبويي بر دوش
گفتم ز خدا شرم نداري اي پير****گفتا كرم از خداست رو باده بنوش


ای چـــرخ فلک خـــرابی از کینه تــــوست
بیـــدادگـــری شیــوه دیــرینه تـــــــــــوست
ای خــــــاک اگـــــر سینـــــه تـــو بشکافنـد
بس گــــوهـــر قیمتی در سینـــــــه تــوسـت

پیش از مـــن و تـــو لیل و نهاری بـــــوده ست
گـــردنده فلـــک نیز بکــــاری بـــــــــوده سـت
هــــرجا که قــــدم نهـــی تو بـــر روی زمیـــن
آن مـــــردمک چشـــم نگـــآری بــــــــوده ست




و دیگر هیچ[i] study study study
avatar
jojoye bala
مدیر بخش سرگرمی
مدیر بخش سرگرمی

ذكر تعداد پستها : 50
Registration date : 2008-03-07

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

عادي تعدادي از ابيات حکيم عمر خيام

پست من طرف jojoye bala في 22/4/2008, 9:14 pm

يك چند به كودكى به استاد شديم
يك چند ز استادى خود شاد شديم
پايان سخن شنو كه مارا چه رسيد
از خاك بر آمديم و بر باد شديم

خيلى اين رباعى حكيم را دوست دارم.
avatar
jojoye bala
مدیر بخش سرگرمی
مدیر بخش سرگرمی

ذكر تعداد پستها : 50
Registration date : 2008-03-07

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

بازگشت به بالاي صفحه


 :: ادبیات :: شعر

 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد